به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
 
  • اخبار

انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطف تاریخ سیاسی معاصر / *زهرا صیادی

انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطف تاریخ سیاسی معاصر / *زهرا صیادی
انقلاب اسلامی ایران با وجود گذشت 39سال از وقوع آن، هنوز هم یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر به شمار می رود که نه تنها طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است بلکه روز به روز تاثیرات عمیقی بر تحولات جهانی و منطقه ای بر جای می گذارد.

*مشاور معاون وزیر و مدیر روابط عمومی

39سال پیش در چنین روزی ملت ایران به رهبری معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) پایه های حکومت 2500ساله را نابود کردند که مشخصه های اصلی آن را استبداد، خودکامگی، وابستگی، عقب ماندگی، فقدان آزادی های سیاسی- اجتماعی، بی توجهی به باورهای دینی مردم، غربزدگی و تلاش برای نادیده انگاشتن نقش مردم در حکومت تشکیل می داد.

در چنین شرایطی فقط مصلحی همچون امام خمینی (ره) می توانست با احیای رویکردهای دینی در عرصه سیاسی، بار دیگر نیل به بندگی خداوند را به مثابه هدفی اجتماعی در آورد که نه تنها معنویت و دینداری اجتماعی آشکار، نمود آن باشد بلکه این معنویت با استقلال، آزادی، مردم سالاری، پیشرفت و اراده برقراری عدالت اجتماعی عجین گردد.

انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با انقلاب های مشابه خود، نه تنها بزرگتر، شگفت انگیزتر و موثرتر بوده بلکه غیرقابل پیش بینی نیز بوده است. تاثیراتی که انقلاب اسلامی در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی داشته است، بی شک آن را از سایر انقلاب هایی که با لفظ "بزرگ" شناخته می شوند، متمایز می سازد. از این دیدگاه مهمترین و در عین حال اصلی ترین مشخصه های انقلاب اسلامی ایران را باید در سه ویژگی عمده جستجو کرد:

نخست؛ اینکه انقلاب اسلامی ایران مرهون رهبری مثال زدنی شخصیت بی نظیری بوده است که همه تحلیلگران بین المللی را مات و مبهوت ساخت تا آنجا که برخی از آنان رهبری امام خمینی (ره) را بی نظیر خواندند. هیچ یک از انقلاب های بزرگ تاریخ جهان، شاهد چنین رهبری نبوده اند. این انقلاب ها اساسا بر مبنای تهییج احساسات بنا شده بودند و از رهبری واحدی که بتواند با بسیج عمومی، اهداف انقلاب را آن گونه که مردم می خواستند، عملی سازد، برخوردار نبودند. با این وصف، باید دانست که حضرت امام (ره) با رهبری خود از یک سو، با بارور ساختن اراده ملت ایران، توانایی ها و ظرفیت های بالقوه آنان را بالفعل ساختند و از سوی دیگر، ظرفیت فقه شیعه را که سالها بود در انتظار ایفای نقش در عرصه سیاسی- اجتماعی بود، به حرکت درآوردند و نشان دادند که "سیاست ما عین دیانت ماست" سیاستی که همواره در نظام شاهنشاهی موروثی، با بی اعتنایی به دین و باورهای دینی مردم، زمینه وابستگی ملت ایران را به بیگانگان فراهم ساخته بود.

دوم؛ اینکه انقلاب اسلامی ایران همانگونه که از نامش نمایان است، انقلابی دینی است. باور به اسلام که در اعماق روح و جان ملت مسلمان ایران ریشه دوانده است، منتظر فرصتی بود تا خود را در صحنه سیاسی جهان آشکار سازد. انقلاب اسلامی ، نه تنها آغازگر این فرصت بود بلکه برای نخستین بار بر خلاف سایر انقلاب های بزرگ که مبتنی بر دین نبودند، دین را به عرصه سیاسی- اجتماعی وارد ساخت و از این رهگذر نه تنها دین به مثابه امری خصوصی تلقی نشد بلکه اجتماعی ترین و سیاسی ترین جنبه زندگی انسان را معنا کرد. انقلاب اسلامی ایران این شعار کهنه و ارتجاعی را که سکولاریسم باید در عرصه سیاست حاکم باشد کنار زد و دین را به عنوان زنده ترین و در عین حال پویاترین بخش زندگی سیاسی- اجتماعی ارایه کرد. نقش اسلام در انقلاب اسلامی نقشی فراتر از آن چیزی است که تحلیلگران تا آن زمان تلقی می کردند. وقوع انقلاب اسلامی در جهانی که سکولاریسم در آن یک ارزش تلقی می شد، نشان داد که غرب باید ارزش های خود را از نو بازسازی کند؛ زیرا این ارزش ها بیش از آن که بتوانند برای سایر کشورها تجویزپذیر باشند، در حال اضمحلال هستند و انقلاب اسلامی ایران آخرین میخ را بر تابوت سکولاریسم به ویژه در خاورمیانه کوبید.

سوم؛ اینکه مردم، حضور و نقش آنان ویژگی مهم انقلاب اسلامی بود. انقلاب اسلامی بر خلاف انقلاب های دیگری که هر چند با لفظ بزرگ خطاب می شوند اما نشانی از حضور همه اقشار مردم در آنان دیده نمی شود، شاهد حضور گسترده همه اقشار مردم بود. انقلاب اسلامی ایران برخلاف سایر انقلاب ها اساسا طبقاتی نبوده است. بدین سان از رهگذر بینش جامعه شناسانه، بر خلاف انقلاب 1789م فرانسه که مبتنی بر ارزش های طبقه متوسط بود یا انقلاب اکتبر 1917م روسیه که ادعای نمایندگی پرولتاریا را داشت، انقلاب اسلامی ایران به سبب دینی بودنش همه ملت ایران را در بر می گرفت. از یک سو، اسلام به یک طبقه خاص تعلق ندارد که رنگ طبقاتی بگیرد و از سوی دیگر، شعارهای انقلاب اسلامی نیز شعارهایی فراگیر بودند که اقشار مختلف مردم را در بر می گرفتند و به همین دلایل راهپیمایی های مردمی شاهد حضور تمامی اقشار ملت ایران بودند (و هستند) و به این ترتیب بود که وحدت کلمه که همانا در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تجلی یافته بود، نمایان شد و این وحدت کلمه، کلمه وحدت را نیز معنا کرد و تمامی تحلیلگران سیاسی بین المللی و سردمداران ابرقدرت ها دیدند که یک ملت چگونه در برابر خواسته های ناحق آنان ایستاد و خواست و اراده خود را بر آنان تحمیل کرد.

انقلاب اسلامی ایران نشان داده است فقط به ابعاد داخلی محدود نیست بلکه از ابعادی منطقه ای و جهانی برخوردار است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده آمریکا اصلی ترین بازیگر سیاسی منطقه ای خود را از دست داد و از سوی دیگر، موج جدیدی علیه سیاست های آمریکا در خاورمیانه ایجاد شد. آمریکا تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به سوء استفاده از منابع اقتصادی ملت های منطقه، سلطه همه جانبه و تحمیل سیاست های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود بر آنان عادت کرده بود اما با وقوع انقلاب اسلامی ایران زمینه جدیدی برای ملت های خاورمیانه ایجاد شد تا از رهگذر آن به تلاش برای تغییر سیاست های دولت های خود بپردازند و در نهایت در نتیجه این تلاش ها بود که به یکباره موج بیداری اسلامی در دو سال اخیر، تحلیلگران بین المللی را بهت زده کرد. شاید اگر تحلیلگران بین المللی حوادث انقلاب اسلامی ایران و اهداف آن را به خوبی مرور کرده بودند در می یافتند که بیداری اسلامی خاورمیانه نتیجه منطقی انقلاب اسلامی ایران خواهد بود زیرا انقلاب اسلامی با برقراری مردم سالاری دینی، دین را به عرصه اجتماعی آورد و در عین حال، ارزش و اهمیت کنش سیاسی مردم را حفظ کرد، در حالی که پیش از آن حکومت های خاورمیانه یا دین را از عرصه اجتماعی بیرون رانده بودند مانند کشور تونس در زمان «بن علی» و یا دیکتاتوری بی مانندی در پیش گرفته بودند که نقش مردم را در عرصه سیاسی به پایین ترین حد ممکن تنزل داده بود. انقلاب اسلامی ایران به ملت های خاورمیانه نشان داد که می توان در عین حفظ جایگاه دین در عرصه اجتماعی از نقش مردم در عرصه سیاسی نکاست و نشانه آن را در برگزاری بیش از 30 انتخابات در کشورمان پس از انقلاب اسلامی مشاهده کردند و معنای صدور انقلاب نیز که پس از انقلاب اسلامی مطرح شد همین بود.

انقلاب اسلامی ایران نه تنها بیداری ملت های مسلمان خاورمیانه را رقم زد بلکه سایر ملت های مستضعف جهان را نیز به تلاش برای خروج از یوغ ستم غرب و ایالات متحده آمریکا ترغیب کرد. هر چند در میان کشورهای سراسر جهان، آن هایی که از استقلال برخوردار نبودند از انقلاب اسلامی ایران متاثر شدند اما کشورهای آمریکای لاتین در این زمینه مثال زدنی هستند. کشورهایی که با وجود دوری جغرافیایی براحتی از انقلاب اسلامی ایران تاثیر پذیرفته اند و در نتیجه ایالات متحده در آمریکای لاتین منزوی شده است.

سازمان های بین المللی نیز پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران شاهد ارایه گفتمانی جدید هستند. گفتمانی که در آن به جای جنگ و قدرت طلبی بر صلح و عدالت تاکید می شود، مهرورزی میان ملت های جهان معنا می یابد، حقوق بشر فراتر از ابزار دست قدرت های بزرگ تلقی می شود، حمایت از مستضعفان جهان ارزش تلقی می شود، در مقابل دموکراسی، حقوق بشر و آزادی که به ابزارهایی سیاسی تبدیل شده اند، مردم سالاری دینی که هم حقوق بشر را پاس می دارد و هم آزادی های سیاسی- اجتماعی را تامین می کند، مطرح شده است. سازمان هایی مانند جنبش غیرمتعهدها در سایه انقلاب اسلامی ایران از اهمیت بیشتری برخوردار شده اند و استقلال آن دسته از کشورهای جهان که سال ها در بند استعمار و استثمار ابرقدرت ها بوده اند و به نام آزادی و حقوق بشر زیر فشار بدترین جنایت های انسانی و جنگ های خانمان سوز قرار داشته اند، تقویت می شود.

بدین ترتیب انقلاب اسلامی ایران زمینه ای فراهم کرده است تا به ویژه ملت های مسلمان بار دیگر بتوانند به احیای تمدن اسلامی بپردازند و با وجود همه دسیسه های موجود در عرصه بین المللی علیه استقلال و آزادی آنان، نوع جدیدی از سیاست را در عرصه جهانی به نمایش بگذارند که مشخصه های اصلی آن پیوند دیانت و سیاست، پاسداری از نقش و جایگاه مردم در حکومت، تلاش برای تحقق عدالت، استقلال سیاسی- اقتصادی و آزادی های سیاسی- اجتماعی باشد.

       

۲۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۹:۵۶
  • نظرات بینندگان

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده: *
پست الکترونیک:  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500