اخبار

مصاف عقل و عشق؛ به یاد راست قامتان عرصه قلم / به قلم زهرا صیادی *

مصاف عقل و عشق؛ به یاد راست قامتان عرصه قلم / به قلم زهرا صیادی *
فردا هفدهم مرداد ماه مصادف با روز خبرنگار، یادآور راست قامتانی است که در مصاف عقل و عشق برای تحقق رسالت حرفه ای خود، از جان و هستی خاکی گذشتند و به افلاک رسیدند .

  عقل گوید شش جهت حدس است و بیرون راه نیست     

عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها

 روز خبرنگار یادآور صارمی، میرافضلی، ساجدی و شهدای دیگری است که با علم به خطرات مسیر، جان را بر کف نهاده و خبر ورود طالبان به دفتر و احتمال سقوط هواپیما و نقص فنی آن را مخابره کردند اما از رسالت مقدس خود دست نشستند و جوانمردانه و شجاعانه ادامه راه دادند و عمل به رسالت خویش را واجب دانستند.

چرا که مرادشان حضرت امام خمینی (ره) فرموده بودند: ˈشغل نویسندگی برای افراد شایسته یک واجب کفایی است.ˈ

عزیزانی که ˈمداد العلما افضل من دماء الشهداˈ را عینیت بخشیدند و چشمان نگران جگرگوشه های خردسال خود را با نگاهی فراتر از دیدگان خاکی، نادیده گرفتند و عزم دیار غربت کردند.

ˈمستی مع المستی  کاین گونه حق پرستیˈ.

شیردلانی که گرچه در تمام عرصه های پرخطر و کم خطر نقش آفریدند اما انجام وظیفه را منوط به تامین معاش نکردند و رسالت حرفه ای خود را نصب العین قرار دادند .

جنگ، بحران، سیل، زلزله و ... در جهان پرآشوب و پرهیاهو فقط با قلم آنان به تصویر در می آید تا در عصر اطلاعات و تکنولوژی در دهکده کوچک جهانی به گوش کدخدای خود خوانده و روستانشینان زیر یوغ ارباب و خان قلدر برسد تا شاید از شدت آتش افروزی ها و چماق فروشی ها بکاهد و بحران آفرینی را وسیله ای برای کسب امتیاز از طرفین دعوا نکند و مردم آبادی را به حال خود رها کند تا حق حیات را در ازای محرومیت از حق ثبات و امنیت رعایای دهکده جهانی نداند.

همان عبارتی که در کلام ملکوتی پیر به ملکوت اعلا پیوسته مان، با عنوان بسیج ملت‏ها برای اخراج ستمگران از صحنه تجلی یافت؛ همو که فرمود:

ˈدر این دنیای مسموم که نفس کشیدن در آن مرگ تدریجی است، تکلیف ملت‏های در بند این ابرقدرت‏ها و انگل‏های آنان چیست؟ باید بنشینند و این صحنه‏های جنایتکار را تماشا کنند و با سکوت مجال دهند که دنیا در آتش بسوزد؟ آیا روحانیون، نویسندگان، گویندگان، روشنفکران ، متفکران از هر ملت و مذهب که هستند، در این زمان تکلیفی انسانی، مذهبی، ملی و اخلاقی ندارند و باید نقش تماشاگر را در کشورهای خود ایفا کنند؟ و یا آن که باید این سران و سردمداران با گفتار و نوشتار خود، ملت‏های مظلوم دربند را بسیج کنند تا ستمگران را از صحنه خارج نمایند و حکومت را به دست مستضعفان بسپارند، چونان که در ایران با همّت ملت بزرگوار شد. ˈ

انسان های والایی که گرچه گوش و چشم دیار مقدس خود هستند که با خون هزاران شهید عزیز بنا شده، اما در راه اعتلای وطن و دفاع از آرمان والای خویش، گوش و چشم می بازند و مثله می شوند.

شهید صارمی تا لحظه مثله شدنش خبر مخابره کرد. ˈاینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند. خبر فوری، مزارشریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید که چه وظیفه‌ای...ˈ

دقیقا نقش همان معلمی را ایفا کردند که معمار انقلاب از آنان خواسته بود؛ آنجا که فرمود: ˈنقش مطبوعات در کشور منعکس کردن آرمان‏های ملت است. مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوانان را تربیت می‏کنند و آرمان ملت را منعکس می‏کنند. در مملکتی که آن همه خونریزی شد و آن همه ملت ما خون دادند تا این که یک جمهوری اسلامی موافق آرای اکثریت قریب به اتفاق محقق شد و دست خائنین کوتاه گردید و دست چپاولگران قطع شد...ˈ

آنها الگوی حق پرستانی هستند که از تحقیر و توهین و بی مهری ابایی ندارند و در عرصه کارزار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، برای آنچه می نگارند و به تصویر می کشند، منافع و اهداف و امنیت ملی را چراغ راه می دانند نه گروه و دسته خاصی را.

همانهایی که به فرازی از فرمایش امام فرزانه شان جامه عمل می پوشانند که حرکت در مسیر خواست ملت را اساس کار مطبوعات و رسانه‏ها دانسته و فرمودند:

ˈبه طور کلی در هر کشوری مطبوعات آن کشور و تلویزیون و رادیو آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببیند که ملت چه می‏خواهد، مسیر ملت چیست، روشنگری از این طریق داشته باشد و مردم را هدایت کند. ˈ

واقعه نگارانی که آنچه می نگارند فرای منافع شخصی و صنفی است ، در عالم کارمندی اشل دریافتی شان با عزیزان پشت میزنشین سایر مراکز همسان بلکه پایین تر است اما ...

معامله گران با خدایی که گرچه دغدغه معیشت فرزند و عیال داشتند، اما هرگز ترازوی سنجش میزان برخورداری را با وظیفه سنگین و پرخطر خبرنگاری روی میز نگذاشتند و مشمول تصویب و اجرا یا شمول قانون سخت و زیان آور حرفه خبرنگاری نشدند.

اما شاید خون آنان بهانه ای باشد برای تصویب و اجرای قانون سخت و زیان آور حرفه خبرنگاری برای کسانی که قلم آنان را بسان سلاحی در دست گرفته و ادامه راه دادند.

مردان و زنان بی ادعایی که متوسط عمر آنان تقریبا نصف متوسط عمر سایر افراد جامعه است؛ یعنی فقط 40سال! اما ...

و چنین روایتی جز با معیار عشق قابل سنجش نیست .

 -------------------------------------------------------------

*مشاور معاون وزیر و مدیر روابط عمومی

۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۵۳

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید